• سه شنبه ۲۳ تیر ماه، ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۸
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 944-12880-5
  • خبرنگار : ----
  • منبع خبر : ----

دورهمی با نام جشنواره عکاسی!



از منظر یک عکاس: جشنواره‌های عکاسی ایران نه تنها باعث پیشرفتی در فرهنگ و هنرمان نشده‌ بلکه موجب رکود هم بوده‌اند.


امیرحسین کردونی به خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ـ منطقه خوزستان ـ گفت: جشنواره‌های عکاسی همیشه خود را تکرار کرده و تبدیل به کلیشه شده‌اند. در این میان عکاسان ـ تهیه‌کنندگان مواد خام این جشنواره‌ها ـ هم به نظر می‌رسد غالبا با چشم و گوشی بسته با ساز جشنواره‌ها پایکوبی می‌کنند و سرخوشانه به عناوین رنگارنگ خود می‌بالند.


وی توضیح داد: فرآیند خلق جشنواره در ایران در بیشتر مواقع به این صورت است که شرکت یا نهادی دولتی برای فراهم کردن تصاویر تبلیغاتی و یا پر کردن بیلان کاری خود در بخش فرهنگی چند عکاس پیشکسوت یا جوان نامدار را به عنوان دبیر جشنواره و داور به خدمت می‌گیرد، موضوعی در راستای اهداف نهادی خود انتخاب می‌کند، فراخوانی منتشر می‌کند (غالبا کپی از جشنواره‌ای دیگر) و جشنواره عکاسی به راه می‌اندازد. انتشار کتابی با کیفیت چاپ و کاغذ مرغوب و جایزه‌ای پرمایه هم حسن ختامی دهن پرکن خواهد بود؛ به همین سادگی!


کردونی افزود: بعد از جشنواره هم تا سال آینده که شاید دوره بعدی آن برگزار شود همه چیز تمام می‌شود. نقدی که بر چنین جشنواره‌هایی وارد است سیاست گذاری‌ها، دیدگاه‌ها و صلاحیت افراد برگزارکننده آنها است. کافی است وبسایت‌های چند جشنواره معتبر و باسابقه خارجی مثل فتوفِست، پریکس الیزه، دِ فِنس و بسیاری دیگر را ببینیم تا سیاست‌گذاری، هدف‌مندی و کارکردهای فرهنگی آنها که به دقت مشخص شده اند را ببینیم. تخصص گروه برگزارکنندگان همان اول نشان از جدیت آنها دارد. ترکیبی از سرمایه‌گذاران، مدیران هنری، کیوریتورها، گالری‌دارها، ادیتورها، کلکسیونرها، هنرمندان و تاریخ‌شناسان هنر که هر کدام در جایگاه خود قرار دارند باعث برگزاری جشنواره‌هایی می‌شود که نه تنها سکوی‌های پرتابی برای برگزیدگان آن در دنیای هنر و ژورنالیسم هستند بلکه دارای مخاطبان بسیار، کارکرد فرهنگی و آثار ملموس در جهان هنر می‌باشند. حتی بهره اقتصادی را نیز موجب می‌شوند. علاوه بر این، این جشنواره‌ها برنامه‌های گوناگونی همچون نمایشگاه‌های دوره‌ای در شهرهای مختلف، ورکشاپ‌های تخصصی و سخنرانی‌های علمی برگزار کرده و کتاب و مقالاتی را منتشر می‌کنند که اثرمندی جشنواره را تضمین می‌کند.


این مدرس عکاسی خاطرنشان کرد: حال وقتی به جشنواره‌های ایرانی نگاه می‌کنیم داستان جور دیگری رقم می‌خورد. مثل همان بیت معروفی می‌شود که می‌گوید خشت اول گر نهد معمار کج / تا ثریا می‌رود دیوار کج. از همان اول هیچ کس در جای اصلی خودش نیست. یکی ـ دو نفر غالبا از عکاسان یا مدرسان باسابقه که توانسته‌اند از اداره‌ای دولتی بودجه مخصوص جشنواره را بگیرند سیر تا پیاز جشنواره را ـ بدون داشتن تخصص مورد نیاز ـ چیده و داوران را هم از میان همان عکاسان پیشکسوت انتخاب می‌کنند؛ همان نام‌های آشنای همیشگی در عکاسی ایران. حاصل کار چنین است: یک دورهمی عکاسی با نام جشنواره!


او عنوان کرد: اما مگر ایراد این عکاس ـ برگزارکننده ـ داوران چیست؟ در پاسخ باید اشاره کرد ایشان تنها عکاس هستند و دانش مکفی در حوزه‌های دیگر ندارند. برگزارکننده‌ای که فقط عکاس است تجربه و درک کافی از مناسبات جهان هنر و کرد و کارهای فرهنگی برای برپایی یک رویداد هنری را ندارد. مدیران هنری برای انجام چنین کارهایی وجود دارند. داوری که فقط عکاس است شناخت لازم از تاریخ رسانه و زیبایی‌شناسی آن و همین طور قدرت ارزشیابی لازم در آثار هنری را ندارد. از هنرمند ثابت شده‌ای که به صورت شهودی کار می‌کند نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم تصاویر هنرمندی که در حوزه عکاسی معاصر کار می‌کند را داوری کند.


کردونی گفت: تصور کنید جوانی در جشنواره عکاسی با موضوع شهر شرکت می‌کند. او عکس‌هایی ارایه می‌کند که در سبک کاری عکاسان دِدپَن (Deadpan) قرار دارد. به راحتی می‌توانم تصور کنم از نظر بسیاری از داوران جشنواره‌های ایران این عکس‌ها کسل کننده به نظر برسند و به راحتی حذف شوند. بگذریم که داوری در این ژانر ـ که اتفاقا ژانری بسیار دیده شده در عکاسی امروز جهان است ـ تا چه حد نیازمند آگاهی و شناخت از شکل‌گیری و زیبایی‌شناسی آن است. این قدرت تشخیص در حوزه کاری منتقد است. صد البته مبرهن است که هنرمند عکاسی که شناخت کافی از مسایل نقد و نظریه دارد انتخاب شایسته‌ای برای داوری باشد.


این عکاس یادآوری کرد: این روزها عناوینی مثل "عکاس/منتقد" و "عکاس/کیوریتور" بسیار دیده می‌شود. نمونه‌های شناخته شده‌ای مثل ویکتور برگین از این دسته‌اند اما در جشنواره‌های داخلی کمتر شاهد استفاده از عکاسانی بودیم که همان قدر که در تولید اثر متبحراند در تولید ادبیات عکاسی و نمایشگاه‌گردانی هم تبحر داشته باشند. معمولا تنها عکاسی با فلان جایزه خارجی را شایسته می‌دانیم.


وی تصریح کرد: شناخت و مطالعه هنری بیشتر برگزار‌کنندگان و داوران به سختی از دهه 60 میلادی فراتر می‌رود. غالبا دانشی جسته و گریخته و یا سماعی از عکاسی و به خصوص عکاسی نوین جهان دارند. واپس‌گرایی مشهود در جشنواره‌ها ریشه در همین مساله دارد. با نگاهی موشکافانه به جشنواره‌های داخلی ایران می‌توانیم بفهمیم که اکثر آنها از تعداد محدودی ژانر و جریان هنری حمایت می‌کنند که می‌توان آنها را تحت عنوان کلی عکاسی «خوش منظر» قرار داد و فراگیری دو نگاه و نظریه را در آثار برگزیده به وفور مشاهده کرد؛ عکاسی ناتورالیستی مربوط به قرن نوزدهم میلادی که توسط پیتر هنری امرسون بنا شد و در مدلی جدیدتر نظریه لحظه قطعی کارتیه برسون. رمانتیسیسمی آشکار نیز در میان هر دو نگاه به چشم می‌خورد. داستان به استثنای اندک مواردی در همین جا تمام می‌شود.


کردونی ادامه داد: پیگیری ریشه‌های شکل‌گیری این نگاه در میان برگزارکنندگان در فرصت این گفت‌وگو نمی‌گنجد. به هر حال این ماجرا تا بوده چنین بوده. نکته قابل تامل و تاسف در حمایت از این نوع عکاسی ـ  که غالبا تنها به لحاظ محتوای صوری‌اش دلپذیرا است ـ باز تولید ایدئولوژی قدرت (به طور کل) و یا ایدئولوژی نهاد برگزارکننده (به طور خاص) است. در این وضعیت کلی رسانه عکاسی که در دوران معاصر متفکر، روشنگر و الهام‌بخش است در این جشنواره‌ها جایی برای حضور نمی‌یابد. آن چه اتفاق می‌افتد هدر رفتن سرمایه‌ مالی و هنری است که میتوانست عامل رشد باشد.


او در عین حال بیان کرد: با این همه از جشنواره‌های عکاسی در ایران استقبال بسیاری می‌شود. تعداد شرکت‌کنندگان جشنواره‌های معروف ملی تنه به تنه جشنواره‌های معتبر بین‌المللی می‌زند. دلیل اصلی این استقبال را در وهله اول می‌توان جوایز نقدی دانست. در مورد جوایز نقدی مشکل معیشتی عکاسان نقش پررنگی دارد که البته مشکلات معیشتی دامن‌گیر همه هنرمندان نه تنها در ایران بلکه در همه کشورها است.


این عکاس اضافه کرد: دلیل دیگر اقبال عکاسان به این جشنواره‌ها را شاید بتوان نبود عرصه مناسب برای ارایه آثار دانست. این مساله در شهرستان‌ها به دلیل کمبود و یا نبود گالری نمود بیشتری هم دارد. شاید اگر بودجه برگزاری یک جشنواره که گاهی به چند صد میلیون تومان می‌رسد برای احداث فضای نمایشگاهی در یک شهرستان هزینه شود نتایجی به مراتب بهتر عایدمان شود.


وی عنوان کرد: از سوی دیگر جشنواره به عکاس شان هنرمند اعطا می‌کند و از او در جامعه عکاسی سلبریتی (چهره) می‌سازد. اکنون سوال این است: چه گونه جشنواره‌ها (با ویژگی‌هایی که بیان شد) چنین قدرت موثری بر ذهن عکاسان دارند؟ پاسخ را باید در ذهنیت عکاسان که برگرفته از شیوه آموزش آنان است جست.


کردونی خاطرنشان کرد: در ایران آموزش عکاسی به غیر از دو ـ سه دانشگاه و چند آموزشگاه هنری آن هم به واسطه درگیری چند مدرس آن با هنر معاصر شکلی سنتی دارد. شکل خلاصه آن یادگیری فن عکاسی دیجیتال، سپس ترکیب‌بندی و ویرایش نرم‌افزاری است. این نوع آموزش که در سطح صوری عکس می‌ماند همان رویکرد جشنواره‌های ایران است که بیش‌تر به کار عکاسی کاربردی می‌آید و به هنر امروزین که با تاریخ، فرهنگ و جامعه درگیر است تناسب چندانی ندارد. پس دور از ذهن نیست عکاسان از جشنواره‌ها حمایت کنند. در واقع آموزش عکاسی در ایران با جشنواره‌ها در یک راستا قرار می‌گیرد. در نتیجه عکاس با همان آموزش سنتی که تحت تاثیر آن بوده به راحتی در بافت جشنواره‌ها پذیرفته می‌شود، ستایش می‌شود و این گونه در یک دایره دلنشین قرار می‌گیرد. غافل از این که دور از هر آن چیزی قرار دارد که در بعدی جدی‌تر در جهان هنر در جریان است.


او تاکید کرد: روی سخن من در این متن با عکاسانی است که با نام هنر پا به عرصه می‌گذارند و تلاش دارند خود را در جایگاه هنرمند ببینند. اگر عکاسی به قول معروف فقط برای دل خودش عکس می‌گیرد چندان به بحث ما مربوط نمی‌شود. این که بگوییم جشنواره تاثیری بر دیدگاه عکاس ندارد از نظر من افسانه‌ای بیش نیست. چه گونه می‌توان با جشنواره‌ها درگیر بود و برای آنها خوراک تهیه کرد اما جذب آنها نشد. حضور همیشگی در جشنواره‌های ایران که ماهیتی ایستا دارند می‌تواند بر اصالت (Authenticity) آثار هنرمندان خدشه وارد کند. هر پروژه‌ای که هنرمند انجام می‌دهد هزینه فکری و جسمی برای او به همراه دارد. هنرمندی که درگیر جشنواره می‌شود این هزینه را برای چیزی خارج از خود یعنی جشنواره صرف می‌کند. به این ترتیب اصالت هنر خود را از بین می‌برد. دور از ذهن نیست که مجامع جدی هنر هم ارزشی برای آثار جشنواره‌ای ایران قایل نباشند. این مساله وقتی نمود پیدا می‌کند که بسیاری از عکاسان وقتی قرار است رزومه کاری خود را برای نهادهای مهم خارجی ارسال کنند بیشتر افتخارات خود در جشنواره‌های داخلی را از رزومه خود حذف می‌کنند!


این مدرس عکاسی گفت: هنرمندی که جشنواره‌ها برای او ارزشی خاص دارند ناخودآگاه اثر خود را با اثری ستایش شده در جشنواره‌ای دیگر مقایسه می‌کند و تلاش می‌کند اثر خود را در راستای اهداف و زیبایی‌شناسی آن جشنواره قرار دهد. از نقطه نظری دیگر ارسال عکس به هر جشنواره نشان از قبول ارایه تلاش فکری هنرمند تحت شرایط جشنواره و نهاد برگزارکننده است. بسیاری عکس‌هایشان را به جشنواره‌هایی می‌فرستند که زمین تا آسمان با جهان‌بینی‌شان در تضاد است. رسالت هنرمند چیست؟ شاید بگوییم رسالتی ندارد اما هر چه باشد با چنین خودباختگی تفاوت دارد. فرستادن عکس به جشنواره‌ای که با دیدگاه ما در تضاد است صرفا به دلیل گرفتن جایزه نقدی هم نه تنها از قبح ماجرا نمی‌کاهد بلکه این کار شبیه به خودفروشی می‌ماند.


کردونی عنوان کرد: هنگامی که بیشتر جشنواره‌ها چنین ویژگی‌ها و تاثیراتی دارند چه می‌توان کرد و آیا همه چیز درباره جشنواره‌ها ناامیدکننده است؟ چه گونه می‌توان در شرایط فعلی آثار هنری‌مان را ارایه کنیم و انتظار بازخورد مناسب داشتیم؟


وی اظهار داشت: آنچه گفتم طبیعتا درباره غالب جشنواره‌های ایران است ولی حکم کلی درباره همه آنها نیست. در سال‌های اخیر چند جشنواره تاثیرگذار و فکر شده برگزار شده است (غالبا مستقل) و فکر می‌کنم با نگاه انتقادی جدیدی که در عکاسی ایران در حال شکل‌گیری است روند رو به رشدی را شاهد باشیم. بنابراین عکاسان می‌توانند انتخاب شده برای جشنواره‌ها آثارشان را ارسال کنند. به آنهایی که به سیاست‌ها و رویکرد آن اعتقاد دارند و همچنین جشنواره‌ای که احترام متقابل برای هنر و دیدگاه فکری عکاس قایل باشد.


او ادامه داد: نباید از موقعیت بی‌نظیری که اینترنت نصیب ما کرده است غافل شویم. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که ارتباطات در آن نقش اصلی را ایفا می‌کند. چنان چه عکاسی 10 سال پیش می‌گفت فرصتی برای ارایه آثارم ندارم شاید شرط انصاف بود که به او حق بدهیم اما در این دوران که دنیای هنر به سرعت با اینترنت و تکنولوژی در حال همراهی است فرصت‌ها بسیار زیاد است. سایت‌های بسیاری برای ارایه و نمایش جدی آثار عکاسان وجود دارد. هنرمندان به راحتی می‌توانند آثار خود را برای چندین و چند پایگاه اینترنتی که کارشان ترویج و ارایه آثار هنری است ارسال کنند و با آنها در ارتباط باشند. به علاوه گرنت‌ها و جشنواره‌های معتبر جهانی را به راحتی با جست‌وجویی ساده می‌توان یافت. تنها لازمه این ارتباط کمی دانستن زبان انگلیسی است.


وی تصریح کرد: از نگاه من کم‌کاری از خودمان است. ارایه در گالری شاید برای عکاسان کم سابقه مشکل باشد اما ارزش امتحان و تلاش کردن را دارد. در رزومه کاری وجود نمایشگاه نسبت به مقام آوردن در جشنواره از اهمیت بیشتری برخوردار است. انتشار کتاب فرصتی عالی است. نیاز نیست کتاب عکس با هزینه زیاد، در شمارگان بالا و توسط یک انتشارات منتشر شود، کتاب‌های خودنشر (Self-publish) فرصت جدیدی است که عکاسان در اختیار دارند و هر روز شاهد ارائه بیشتر عکس به این شکل هستیم.


به اعتقاد کردونی: بیشتر جشنواره‌های ایران در کلیت خود فرصت رقابتی سالم که در پس آن شاهد رشدی حاصل از آن باشیم را در اختیار نمی‌گذارند. آنها نه تنها سودی قابل لمس برای عکاسان و  بستر فرهنگی ما ندارند بلکه باعث هدر رفتن سرمایه‌ای می‌شوند که می‌شود به شکلی نظام‌مندتر از آن در راستای ارتقای عکاسی و هنر قدم برداشت. راهمان طولانی است اما دست یافتنی.


به گزارش ایسنای خوزستان امیرحسن کردونی متولد 1368 اهواز است. کارشناس زبان و ادبیات انگلیسی است و دانشجوی سال آخر کارشناسی ارشد عکاسی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران. او مدرس سه ورکشاپ تخصصی با عناوین جریان‌های معاصر در عکاسی هنری، عکاسی هنری در قرن 21 و فتوژورنالیسم نو در اهواز هم بوده است. ترجمه و نوشتن مقاله‌های مربوط به هنر و عکاسی از دیگر کارهای او است.


انتهای پیام
ارسال خبر به دوستان
* گیرنده(ها):
آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: