<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<Root>
<News version="2.00" date="2009-11-02 11:17:52" lastupdate="2009-17-02 11:17:52" security="Normal" language="Persian" id="8808-00311" nid="72249" type="HyperText" pursuant_picture="No" pursuant_voice="No">
<Country>
<Code>100</Code><PName>ايران</PName><EName>Iran</EName>
</Country>
<City>
<Code>110</Code><PName>اهواز</PName><EName>Ahwaz</EName>
</City>
<Subject>
<Code>35</Code><PName>فرهنگ و ادب</PName><EName>Culture and Literary</EName>
</Subject>
<Title>«من از سلاله شهرزاد قصه‌گويم»
گفت‌وگو با قباد آذرآيين</Title>
<Body>&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;قباد آذرآيين خاطرنشان كرد: ما داستان‌نويسي مدرن را از غرب گرفته‌ايم اما داستان را بر اساس داشته‌هاي خود مي‌نويسم. &lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;اين داستان‌نويس در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان با اشاره به زيربناي داستان‌نويسي تاكيد كرد: ما داستان‌نويسي مدرن را از غرب گرفته‌ايم اما زمينه داستان كوتاه را در ايران داشته‌ايم. نمونه آن كتاب‌هاي &quot;فرج بعد از شدت&quot;، &quot;گلستان سعدي&quot; و &quot;مقامات حميدي&quot; است كه به داستانك‌هاي امروزي نزديك است. 
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;خودمان داريم &lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;او با ذكر اين نكته كه ما پس‌زمينه‌اي از داستان كوتاه را در ادبيات گذشته خود داريم، ‌افزود: جان‌مايه ادبيات امروز در ادبيات گذشته وجود دارد و اگر اين رشته گسسته شود، ادبيات ما ادبياتي بي ‌پايه مي‌شود و مانند كسي است كه پا در هوا مي‌ماند. 
&lt;P&gt;وي اظهار كرد: شرايط زمان و مكان موضوع را در داستان انتخاب مي‌كند و هميشه اين موضوعات حول عشق و مسايل اجتماعي است. اين مسايل در اجتماع هستند و نويسنده ناگزير از نوشتن اين‌ها است چراكه وقتي در اجتماع مسايل را مي‌بيند، متاثر مي‌شود و هنگام نوشتن تاثرش را در داستان پياده مي‌كند اما چه گونه پرداختن مهم است. مثلا داستاني صرفا رمانتيك است و گروه خاصي را جذب خود مي‌كند اما اگر عشق دست‌مايه داستاني شود كه شامل مرور زمان نمي‌شود، هميشه پايدار است. 
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;موانع داستان‌نويسي &lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;آذرآيين در باب موانع داستان‌نويسي امروز ابراز ناراحتي كرد و گفت: سانسور به عنوان مشخص‌ترين مانع داستان‌نويسي است كه اگر نبود، دنيا از سطح بالاي داستان‌نويسي ما مطلع مي‌شود. مساله ديگر زبان فارسي است؛ چون گستره پويش ندارد، مخاطب كم‌تري دارد و به همين دليل اثر را تا حدودي محدود مي‌كند. 
&lt;P&gt;وي ادامه داد: كپي رايت يكي ديگر از موانع اصلي است. اگر ما عضو كپي رايت بوديم، خيلي سريع داستان‌هاي ما ترجمه مي‌شدند و اين به ادبيات داستاني ما غنا مي‌بخشد. غم نان نويسنده نيز روي كار او لطمه مي‌زند. 
&lt;P&gt;او همچنين بيان كرد: رسانه را نمي‌توان عامل اصلي كم شدن مخاطب ادبيات دانست. در غرب نيز رسانه‌ها حتي قوي‌تر از ايران عمل مي‌كنند اما ادبيات مخاطب خود را دارد. اين صداقت نويسنده است كه در ارتباط با خواننده مهم است. زماني كه خواننده خود را در داستان ببيند و با آن ارتباط منطقي پيدا كند جذب آن مي‌شود اما اگر نويسنده در پي فريب خواننده باشد، اثرش ماندگار نمي‌شود و ادبيات سفارشي ايجاد مي‌شود كه آن هم تاريخ مصرف دارد. 
&lt;P&gt;آذرآيين تصريح كرد: براي شناساندن اثر نياز به تبليغ داريم اما نه هر تبليغي. رسانه‌ها بايد منصفانه بين هنرمندان تقسيم شوند نه اين كه تنها به حوزه خاصي از نويسندگان بپردازند. 
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;شعر بهتر است يا قصه!؟&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;اين داستان‌نويس از جايگاه بهتر قصه گفت و گفت: هيچ گاه در كشور ما آن اهميتي را كه براي داستان قاتل مي‌شويم براي شعر قايل نيستم. شعر نسبت به داستان فضاي محدودتري دارد. داستان‌نويس آزاد است قصه را هر چه قدر كه مي‌خواهد بپروراند و مخاطب با آن ارتباط بيشتري پيدا مي‌كند. شعر واژه‌هاي محدودتري دارد و امروزه مردم‌گريز نيز شده است. 
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;يك پست مدرنيسم محلي &lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;او در اين خصوص نيز تصريح كرد: ما نمي‌توانيم سر جاي خود بمانيم. موج داستان‌نويسي زماني كه مي‌آيد ما ناگريز از نوشتن هستيم. بايد ايده‌هاي جديد را بپذيريم و به كار ببريم. 
&lt;P&gt;وي اضافه كرد: پست مدرنيسم نفي مدرنيسم نيست بلكه در تكامل با آن است و مفهوم آن بازگشت به خويش است در حالي كه مدرنيسم بيگانگي را ايجاد كرد. ما بايد از بومي‌گرايي خود شروع كنيم و بعد به جهان برسيم. بايد ادبيات و هنر خود را ارتقا دهيم و بعد به جاهاي ديگر برسيم. براي استفاده از اين موج‌ها نيز بايد آن‌ها را خودي كنيم و آن يك پست مدرنيسم محلي بسازيم. 
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;ريگي زير دندان &lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;اين داستان‌نويس با اشاره به اين مساله كه بر اساس تئوري نمي‌توان هنر توليد كرد، ادامه داد: اين نوع از هنر مصنوعي است. نوشتن كتاب بر اساس تئوري بي‌مورد است و مانند ريگي است زير دندان كه مدام حس مي‌شود. نويسنده بايد تئوريش را پشت سر بگذارد و وارد اتاق داستان‌نويسي‌اش شود. بايد ديد قلم چه مي‌خواهد. بايد گذاشت شخصيت‌ها قلم را از دست نويسنده بگيرند و بنويسند. 
&lt;P&gt;او يادآوري كرد: نقد در ايران هنوز پا نگرفته است و آن چه ما مي‌بينيم بيشتر تحت تاثير محافل ادبي و تعارف‌ها است. البته ما امروز منتقدان خوبي داريم كه بايد در فضايي قرار بگيرند كه در تنها به نقد بپردازند چراكه يك منتقد اگر نويسنده باشد به او لطمه مي‌زند چون بايد تنها به يكي بپردازد و اگر منتقد بنويسد باشد، تئوري‌هايش را در داستان‌هايش به كار مي‌برد. 
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;كمي هم از ترجمه &lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;آذرآيين به ترجمه هم اشاره كرد و گفت: يك مترجم بايد انديشه اصلي را از نويسنده بگيرد و ضمن وفادار بودن به اثر آن را ترجمه كند. ترجمه باعث گسترش فرهنگ ما در جهان نيز مي‌شود. ترجمه باعث مي‌شود نيچه در مقابل حافظ تعظيم كند و با او ارتباط برقرار كند. امروز ما هم بايد آن را گسترش دهيم چراكه وقتي كه داستان ترجمه مي‌شود در گستره نگاه جهاني قرار مي‌گيرد. 
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;جهاني مي‌شويم &lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;آذرآيين به چشم‌انداز داستان‌نويسي ايران اميدوار است. او بيان كرد: من به چشم‌انداز داستان ايراني خيلي اميدوارم. داستان ما به مراتب از داستان ‌كشورهايي چون تركيه بالاتر است. ما داستان‌نويسان اميد جهاني شدن را داريم. 
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;مردي از سلاله شهرزاد قصه‌گو &lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;قباد آذر آيين متولد 1327 در مسجدسليمان است. اولين اثرش با نام &quot;باران&quot; در سال 1345 در نشريه ادبي بازار (رشت) منتشر شد. خودش مي‌گويد كه اين داستان نقطه عطفي در دنياي نويسندگي او بود. آذرآيين با تلاش بيش‌تر در سال 57 اولين داستان براي نوجوانان با نام &quot;پسري آن سوي پل&quot; را نوشت. 
&lt;P&gt;&quot;راه كه بيفتيم ترس‌مان مي‌ريزد&quot; نيز در سال 60 به چاپ رسيد .وي پس از اين كتاب چند سالي تنها با نشريات ادبي در ارتباط بود تا اين كه اولين مجموعه داستانش را با نام &quot;حضور&quot; در سال 1379 منتشر كرد. &quot;شراره بلند&quot; دومين مجموعه داستان آذرآيين بود كه در سال 80 منتشر شد. داستان &quot;ظهر تابستان&quot; از اين مجموعه برنده جايزه گلشيري شد. &quot;هجوم آفتاب&quot; نيز آخرين مجموعه به چاپ رسيده آذرآيين است. 
&lt;P&gt;قباد آذرآيين در اين سال‌ها در كنار غنا بخشيدن به ادبيات داستاني ادبيات فارسي نيز تدريس مي‌كند. او هم‌اكنون ساكن تهران است. 
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;گفت‌و‌گو از: فاطمه ابراهيمي ـ خبرنگار ايسناي خوزستان&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P&gt;انتهاي پيام&lt;/P&gt;</Body>
<Image filename="8808-00311-0.jpg" encode="Base64" url="http://91.98.66.206/MainKhouzestan/Multimedia/pics/1388/08/P257.jpg">
</Image>
<Image filename="8808-00311-1.jpg" encode="Base64" url="http://91.98.66.206/MainKhouzestan/Multimedia/pics/1388/08/P254.jpg">
</Image>
<Image filename="8808-00311-2.jpg" encode="Base64" url="http://91.98.66.206/MainKhouzestan/Multimedia/pics/1388/08/P253.jpg">
</Image>
<Image filename="8808-00311-3.jpg" encode="Base64" url="http://91.98.66.206/MainKhouzestan/Multimedia/pics/1388/08/P255.jpg">
</Image>
<Image filename="8808-00311-4.jpg" encode="Base64" url="http://91.98.66.206/MainKhouzestan/Multimedia/pics/1388/08/P256.jpg">
</Image>
</News>
</Root>
