• شنبه ۲ تیر ماه، ۱۳۹۷ - ۱۵:۱۱
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 974-380-5
  • خبرنگار : 17006
  • منبع خبر : ----

/یادداشت/

وقتی گریه بچه سرآغاز فاجعه جهانی است!

این که عده‌ای ادبیات (literature) و به ویژه آثار داستانی (Fiction) را جدی تلقی نمی‌کنند از جمله موضوعاتی است که در آینده چه بسا پیش درآمد وقوع اتفاق و حادثه‌ای بزرگ شود. 

کسانی که ادبیات را نوعی تفریح و شوخی قلمداد می‌کنند معمولا در زمره قشری قرار دارند که نگاه آنها به مسایل زندگی از بالا به پایین است و پیش خود گمان ساده کرده‌اند که زندگی چیزی به مراتب مهمتر از ادبیات است و آن قدر وقت ندارند که پای خواندن شعر و داستان تلف کنند. 

این در حالی است که ادبیات تجلی‌گاه دانش و تجربه زیسته بشری است. از این رو، هنگامی که اثری داستانی یا دفتر شعری مجال انتشار پیدا می‌کند می‌توان آن را به مثابه بیانیه (manifest) ظهور معضل یا مساله‌ای اجتماعی در نظر گرفت که ای بسا اگر مورد اهتمام کافی واقع نشود سرشت تلخ بشر دستخوش سرنوشتی هولناک شود. 

داستان کوتاه «پسرک بیچاره»* نوشته دینو بوتزاتی گواه و شاهد ادعای راقم این سطور است. در این داستان «دولفی» که از قضا قهرمان ماجرا است در جمع هم سن و سالان خود به واسطه بروز ضعف در فطرت ذاتی او جایگاهی ندارد و وقتی که آدمی به زندگی دیروز و امروز او نگاه می‌کند چشم‌اندازی هول‌انگیز از بی‌توجهی و کوتاهی خانوادگی در برابر دیدگانش ظاهر می‌شود. 

اعتماد به نفس در دولفی به طرز شقاوتمندانه‌ای کشته شده است تا حدی که حتی نمی‌تواند از بدیهی‌ترین حق یک کودک که همانا بازی کردن است سهمی داشته باشد. دولفی به دلیل تربیت سرسری و سهل‌انگارانه پدر و مادر خویش و از سوی دیگر بی‌توجهی به نیاز‌های روحی و روانی او در جمع خانواده به قول معروف توسری‌خور بارآمده است و اکنون تقاص سهل‌انگاری والدین خود را پس می‌دهد. 

دولفی بدون آن که خود بخواهد در شرایطی قرار گرفته که طاقت‌فرسا و جانکاه است و او که طفلی بیش نیست هیچ گا دیده نمی‌شود و لاجرم به گریه می‌افتد اما نسلی که او را پدید آورده است اشک‌‌هایش را جدی نمی‌گیرد و دست آخر به قول لیلی گلستان، مترجم داستان، حکایت زندگی خردسالی دولفی کوچک «قصه ساده‌ای است که در آخر فقط با یک جمله تبدیل به تاریخی هولناک می‌شود.» 


قصد لو دادن قصه این داستان را ندارم چون مهمترین هدفم از نگارش این یادداشت ارجاع مخاطب به خواندن این داستان کوتاه است تا به چشم خود ببیند که ادبیات زنگ هشدار برای بیدار کردن وجدان خفته جامعه است و دقیقا همان کارکردی را دارد که از او انتظار می‌رود و این برخلاف باور کسانی است که معتقدند ادبیات نمی‌تواند و یا نباید برای حل معضلات و مشکلات جامعه انسانی نسخه بپیچد. 

بله! ادبیات به طور مستقیم برای کسی نسخه نمی‌پیچد اما وقتی روایتگر اشک‌‌های کوچک دولفی است یعنی که می‌تواند نقش بازدارندگی داشته باشد وگرنه در آینده‌ای نه چندان دور هیولای درون امثال او مصداق این بیت مُلای روم می‌شود: 

صد هزاران خلق ز اژدرهای او 
در هزیمت کشته شد از رای او 

جلیل جعفری (مترجم ادبی)

پی‌نوشت:

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: