• یکشنبه ۱۱ فروردین ماه، ۱۳۹۸ - ۱۱:۰۱
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 981-1080-5
  • خبرنگار : ----
  • منبع خبر : ----

ما خوزستانی‌ها و بوشهری‌های ما

دکتر عباس امام
نوشتار زیر را که در چهارچوب پژوهش‌های خوزستان شناسی نگاشته شده، دکتر عباس امام، نویسنده، مترجم و خوزستان‌پژوه، در اختیار ایسنا ـ منطقه خوزستان قرار داده است. با توجه اهمییت و ارزش تاریخی ـ فرهنگی موضوع ، ایسنای خوزستان همگان را به مطالعه این اثر دعوت می‌کند. 

یکی دو هفته پیش از تعطیلات نوروز 98(و مشخصا در جمعه 17اسفند 1397) بود که از دوست و همکار گرامی جناب دکتر حسن دادخواه (استاد  زبان و ادبیات عرب در دانشگاه شهید چمران اهواز) شنیدم در همان روز مراسمی در شهرستان بوشهر و از سوی "انجمن مفاخر استان بوشهر" برای بزرگداشت  خدمات جناب آقای دکتر غلامحسین خواجه ( استاد دامپزشک ، و رییس بوشهری دانشگاه شهید چمران اهواز در سال های اخیر) برگزار شده است . این خبر تا چند روز ذهن مرا  که به مزایای جامعه رنگین کمانی  خوزستان باور دارم  به خود مشغول داشت ؛ از جمله به خدمات گسترده هموطنان بوشهری به رشد و گسترش جامعه خوزستان ، بویژه در یک صد و بیست سال گذشته . خدمات بوشهری ها به تعالی استان ما خوزستان در حوزه های  گوناگونکمک های شایان توجهی کرده است ، از جمله  در دریانوردی، شیلات ، بازار، آموزش و پرورش، آموزش عالی، صنایع نفت و گاز و پتروشیمی، فرهنگ عمومی، هنر ، و دفاع مقدس. 

پیشینه روابط ما خوزستانی ها با بوشهری ها سر به قرن ها می زند چرا که دو منطقه جغرافیایی همسایه هستیم که چه بسا در گذشته های باستانی  مثلا در دوره ایلامیان ، و یا  بعدها در دوره هخامنشیان  در قلمرو ساتراپی واحدی جای داشته ایم . اما آنچه در این نوشتار مد نظر من است رابطه متقابل دو استان در تقریبا یک صد و اندی سال گذشته است ، و البته این موضوع تا کنون در قالب یک نوشته مستقل مورد بررسی قرار نگرفته است. سرآغاز آشکار مهاجرت بزرگ خاندانی – طایفه ای هموطنان بوشهری به خوزستان عمدتا به دوران پیدایش نفت در خوزستان  و رونق اقتصادی آن از سویی ، و از سوی دیگر  زوال تدریجی مرکزیت اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی، نظامی بوشهر در اواخر قرن نوزدهم میلادی بر می گردد. فراموش نکنیم که بوشهر تا اواسط قرن نوزدهم میلادی قطب سیاسی ،اقتصادی ، نظامی ، و بازرگانی کل حوزه خلیج فارس بود و به همین دلیل تمام دول بزرگ مانند بریتانیا ، آلمان، روسیه ، فرانسه ، و عثمانی ها در آنجا دفاتر بسیار فعال کنسولی داشتند . این وضعیت هم در دوره ناصری (ناصرالدین شاه قاجار) و هم  در دوران مظفری (مظفرالدین شاه قاجار) و تا دوره  همزمان با مشروطیت ادامه داشت . رونق همه جانبه بوشهر، سیراف ، تنگستان ، دشتستان، دشتی ، کازرون و برازجان ریشه در اقتصاد دریایی پویای استان داشت که گمرکات آن هم با هند و آفریقا در ارتباط بود ، و هم با شیخ نشین های عرب حوزه خلیج فارس . ولی با از محوریت افتادن بوشهر در اواخر دوره مظفری و نیز بروز خشکسالی های پیاپی در آن دیار، خانواده های بسیاری از سرتاسرمنطقه بوشهر، تنگستان ، دشتستان و شهرهای اهرم ،  گناوه ، دیلم ، جم ، خورموج ، شبانکاره، دیر و غیرهدر پی  نوعی زندگی پررونق تر با قایق ، لنچ ، بلم و نظایر آن راهی آبادان و خرمشهر می شوند؛ دو شهری که با راه افتادن پالایشگاه در آنجا می رفتند تا کل استان خوزستان و بلکه کشور ایران را وارد مرحله ای نوین و امید بخش کنند. این خانواده ها که مانند اکثریت بوشهری های همیشه تاریخ نوعا انسان هایی شریف ، پرتلاش ، و قانع بودند با سابقه شغل ماهیگیری ، دریا نوردی  ، و پرورش نخیلات در آن استان اندک اندک در شهرهای جنوبی و بندری خوزستان ساکن می شوند . بدیهی است این قوم با آن پیشینه مذکور، در آن شرایط از لحاظ دانش و تجربه از ما خوزستانی ها چند قدمی جلوتر بودند و به همین دلیل به تدریج با استقرار در شهرهای آبادان و خرمشهر و مناطق روستایی آن دیار نخل داری، ماهیگیری ، تجارت دریایی ، بازار محلی ، و بخش کارگری نوین منطقه را دستخوش تحولی مثبت کردند. 

از نخستین حوزه هایی که بوشهری ها در خوزستان ، و بخصوص جنوب خوزستان در آبادان و خرمشهر وارد آن  شدند، بخش بازار و کسب و کار تجاری بود. اگرچه مردمان بومی عرب این دو منطقه از قدیم نیز در این زمینه ها فعال بودند (چراکه یا از بوشهر جنس وارد می کردند و یا از کشورهای حوزه خلیج فارس) ، اما ورود بوشهری ها به حوزه اقتصادی  بازار رشد و رونقی دو چندان بخشید ،به گونه ای که با گذشت یک دهه چندین تجارتخانه بزرگ با مالکیت بوشهری ها در این دو شهر پا گرفت.اتفاقا ، همین امروز هم وقتی در بازار دو شهر آبادان و خرمشهر راه می روید ، بازاریان بوشهری یا بوشهری تبار این دو شهر به راحتی برای مشتری ها قابل شناسایی هستند. 

این در شرایطی بود که تقریبا دو سه دهه قبل از آن تاریخ ، یکی از تجار پرآوازه بوشهری به نام معین التجار بوشهری(زاده 1238 خ در بوشهر، و مرگ در 1312 تهران) با همکاری دو برادر انگلیسی به نام برادران لینچ برای نخستین بار اقدام به راه اندازی خطوط کشتیرانی در خوزستان کرده بود. معین التجار بوشهری چه در حوزه سیاست و چه اقتصاد و بازرگانی خوزستان  در چند دهه نقش بسیار مهمی ایفا کرد ، بخصوص که وی صاحب ده ها پارچه روستا و آبادی در گوشه و کنار خوزستان بود. وی از طریق همین خط کشتیرانی خود و برادران لینچ لوازم و وسایل نفتی را از خلیج فارس به بصره و بعد خرمشهر و اهواز منتقل می کرد، و از اهواز به مسجدسلیمان انتقال می داد. ستاد اداری و مدیریت اجرایی این اقدامات وی در ساختمانی صورت می گرفت که امروزه هنوز هم در کنار پل سفید اهواز با عنوان "سرای معین التجار" شناخته می شود ؛ عمارتی که  اکنون به یکی از نمونه های میراث فرهنگی استان خوزستان تبدیل شده است .  همچنین ، شایان ذکر است که در مجاورت این  ساختمان  ، محله اعیان نشین سابق اهواز  در مرکز تجاری  شهر با عنوان  "باغ معین" قرار دارد که نام محله نیز برگرفته از نام صاحب آن اراضی  یعنی شخص معین التجار بوشهری است . 



 نمایی از ساختمان معین التجار بوشهری در کنار پل سفید اهواز

 
معین التجار بوشهری (نفر وسط) همراه با دو تن از رجال عصر قاجار


از دیگر بوشهریهای نامدار خوزستان باید از میرزا حسین خان موقر بوشهری  و بعدها فرزندش مجید موقر نام برد . حسین خان موقر بوشهری( زاده 1246 خورشیدی در بوشهر، و درگذشت 1310 در تهران) در دوران رضا شاه چهار دوره تنها نماینده خرمشهر در مجلس شورای ملی بود(دوره های ششم ،هفتم ،هشتم ، و نهم  مجلس شورای ملی).  در اعتبار مالی او نیز همین بس که بدانیم مجلس شورای ملی در 31 تیر ماه سال 1307 مصوبه ای به این شرح با محوریت نام میرزا حسین خان موقر به تصویب رساند: قانون اعطای امتیاز انحصاری ساختن و به کار انداختن خط تراموای بین محمره و عبادان به آقای میرزاحسین موقر. همچنین، در تمام تاریخنگاری های تفصیلی شهرستان اهواز این نکته ذکر شده است که نخستین بار هم برق و هم آب لوله کشی را مرحوم میرزا حسین خان موقر بوشهری در این شهر دایر کرد(سایت شرکت  سهامی برق منطقه ای خوزستان) . فرزند وی ،مجید موقر(زاده 1277 خرمشهر ، و درگذشت 1346 در تهران)، نیز چهار دوره در دوران محمدرضاشاه پهلوی نماینده مجلس از شهرهای خوزستان بود( سه بار از دزفول و  یک بار از سوسنگرد ، در دوره های  یازدهم ،دوازدهم ،سیزدهم ، و شانزدهم مجلس شورای ملی ). وی روزنامه نگاری حرفه ای ، شخصیتی فرهنگی و برخوردار از شناخته شدگی ملی بود ، و در واقع به همت و پیگیری های همه جانبه ایشان بود که کل زمین های دانشگاه جندی شاپور سابق ("شهر دانشگاهی" یا پردیس امروزین دانشگاه های شهید چمران فعلی و دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز) از زمین خواران بازستانده و به بنیانگذاری امر خیر آموزش عالی در خوزستان تعلق گرفت. 

میرزا حسین خان موقر
مجید موقر

ورود بوشهری ها به صنعت رو به رشد و گسترش نفت (و نیز راه آهن سراسری) درآغاز قرن بیستم در خوزستان، از دیگر حوزه  های نمود خدمات این هموطنان است. با شکل گیری شهرهای نوین آبادان و خرمشهر صدها کارگر ساده ، نیمه ماهر و ماهر از سخت کوشان اهرم ، دلوار، ریز، سعدآباد، جم، آب پخش، خورموج، گناوه، شنبه، وبرخی جزایر آن منطقه وارد بازار کار نفت در آبادان شدند ، و بعدها با تشکیل خانواده در آن دیار عصر نوینی از زندگی در محیطی متجدد را آغاز کردند. آن ها که تا پیش از آن در دیار بوشهر عمدتا دست اندرکار تجارت دریایی ،ماهیگیری و صید بودند اندک اندک محیط های صنعتی ،منازل سازمانی مجهز و امکانات تفریحی کاملا متفاوت  را تجربه کردند و با ورزش  هایی کاملا جدید مانند هندبال،بسکتبال،فوتبال، اسکواش ،تنیس و ... آشنا شدند. امروزه نیز درصد کارکنان بوشهری و بوشهری تبار صنعت نفت، گاز ، و پتروشیمی استان خوزستان درصد قابل ملاحظه ای است ، و بی تردید فرزندان بومی شده خوزستانی آن بوشهریان اولیه ، خود به صاحب خانه های  صنایع نفت و گاز خوزستان تبدیل شده اند. 

با تثبیت سکونت و بود وباش بوشهری ها ( و صدها تن دیگر از چهارگوشه کشور) در آبادان ، خرمشهر،  ماهشهر و امیدیه  و برخورداری آنان از امکانات و امتیازات زندگی در چنان محیط های امیدآفرینی نسل نوجوان و جوان ایشان بعضا به سراغ حوزه فرهنگ و هنر رفتند. در همین فضا بود که شخصیت های فرهیخته ای مانند استاد  بوشهری تبار خوزستانی طراز اول ترجمه ادبی انگلیسی در سطح ایران جناب نجف دریابندری(زاده 1308 آبادان) ، فیلمساز توانای ایران زمین ناصر تقوایی (زاده 1320 آبادان)و نیز امیرنادری (زاده  1324 آبادان) به شهرت و اعتبار دست یافتند. استاد نجف دریا بندری فرزند ناخداخلف بوشهری است که در اوایل دهه 1300 به آبادان آمده و در آنجا ساکن شده بود. استاد ناصر تقوایی نیز فرزند یکی از کارکنان دون پایه اداره گمرگ مناطق حاشیه ای آبادان است ، همچنانکه استاد فیلمساز جهانی ما امیرنادری از همین نوع خانواده های مهاجر بالیدن گرفته است .همچنین نویسنده توانای ادبیات داستانی جدید حبیب احمدزاده (زاده 1343 آبادان) از آبادانی های بوشهری تبار محسوب می شود ،درست مانند کارگردان و فیلمساز آبادانی عبدالحسین برزیده ، و ده ها شاعر، نویسنده ،عکاس ، کارگردان و سینماگر دیگر بوشهری و بوشهری تبار خوزستان که ذکر نام یکایک آنان در این نوشتار  متاسفانه  امکان پذیر نیست . 

استاد نجف دریابندری

ناصر تقوایی

صفدر تقی‌زاده

حبیب احمدزاده

امیر نادری

حوزه آموزش و پرورش نوین خوزستان نیز تا حدودی به بوشهریان مهاجر اولیه به خوزستان وامدار است. در منابع تاریخنگاری آموزش و پرورش نوین خوزستان ذکر شده که در آغازین سال های دهه 1300، مسوولین خوزستانی از طریق نظام السلطنه مافی (حاکم  وقت بوشهر)از بنیانگذار مدرسه پرآوازه "سعادت" بوشهر یعنی آمحمدباقر درخواست می کنند تا مدرسه ای در شوشتر (مرکز استان خوزستان در آن عصر) باز کند ، و وی نیز اقدام می کند و فرزندش آمیرزا محمد نیز بعدها اداره آن مدرسه را بر عهده می گیرد . همچنین ، بنیانگذاری مدرسه احمدیه آبادان در سال 1299 را به بوشهری دیگری به نام آقا میرزا محمددشتی نسبت می دهند. ضمنا، در دهه بعد سه برادر بوشهری به نام های خسرومیرزا مودب کازرونی ، احمد مودب کازرونی و رحیم مودب کازرونی خدمات بسیاری به آموزش و پرورش نوین و نوپای خوزستان کردند. در دهه های بعد  نیز ده ها معلم و دبیر زن و مرد بوشهری و بوشهری تبار به فرهنگ خوزستان یاری رساندند و می رسانند.  با راه اندازی حوزه آموزش عالی خوزستان از اواسط دهه 1330 ، علاوه براینکه یکی از بزرگترین حامیان این جنبش یک خوزستانی بوشهری تبار به نام مجید موقر  از خرمشهر بود (به بالا مراجعه کنید) ، اندک اندک استادان بوشهری و یا بوشهری تبار توانمند و دانشمند بسیاری وارد این عرصه شدند که یا در دانشگاه های جندی شاپور سابق (شهید چمران فعلی و علوم پزشکی جندی شاپور فعلی) ،دانشکده نفت آبادان ،  و یا اکنون در شعب گوناگون دانشگاه آزاد، پیام نور، و غیر انتفاعی ها مشغول به کارهستند. همچنین ، مناسب می بینم تا در همین چهارچوب به خدمات اجتماعی – فرهنگی یکی از خاندانهای اصیل آبادانی بوشهری تبار اشاره کنم : خاندان امامی. در مکاتبه اینجانب با استاد  نصرالله امامی ( زاده 1328 آبادان ، و استاد پیشکسوت زبان و ادبیات فارسی  در دانشگاه شهید چمران) ایشان درباره پیشینه حضور این خاندان نوشته اند: از اولین گروه های مهاجرین منطقه بوشهر و تنگستان ، نیای مادری بنده مرحوم حاج شیخ حسن برازجانی دارای درجه اجتهاد از نجف بود که در دوره رضاشاه با تاسیس ثبت اسناد و ازدواج و طلاق اولین دفترخانه اسناد رسمی را در آبادان دایر کرد، و سپس فرزندش حاج شیخ محمد برازجانی مجتهد از نجف سردفتر اسناد رسمی و ازدواج و طلاق شد. جد پدری من ملا محمد امامی از شخصیت های روحانی دشتستان در همین زمان از دشتستان به آبادان مهاجرت کرد که فرزندانش زنده یاد غلامحسین امامی (پدربنده) صاحب دفترخانه اسناد رسمی در آبادان شد ، و نیز برادرش نورمحمد امامی دفتر خانه دیگری دایر کرد. هم اکنون نیز فرزند نورمحمد امامی به نام محمد امامی در آبادان سردفتر اسناد رسمی است. فرزندان مرحوم غلامحسین امامی که اخوی های بنده هستند ، یکی کارگردان و تهیه کننده سینماست ( به نام منصور امامی) و دیگری فارغ التحصیل هنرهای ترسیمی که موسسه نگارستان هنر را درآبادان تاسیس کرده است. بنده حقیر هم 43 سال است در دانشگاه جندی شاپور و شهید چمران به تدریس و تالیف اشتغال داشتم ، تا آن که به تقاضای شخصی در اسفند 1396 باز نشسته شدم. 


روانشاد غلامحسین امامی


استاد نصرالله امامی (زاده سال 1328، آبادان)

اگرچه ذکر نام اساتید و فرهنگیان بوشهری یا بوشهری تبار خوزستان (حتی در حد نام بزرگان برجسته ایشان) نیازمند فضایی است بسیار فراختر از یک مقاله ، اما من در حد شناخت روزانه شخص خودم در سطح دانشگاه های اهواز فقط و فقط به چند نمونه اشاره می کنم ، از جمله استاد غلامحسین خواجه (استاد دامپزشکی و رییس  فعلی دانشگاه شهید چمران اهواز) ، استاد نصرالله کلانتری (استاد علوم زمین و رییس فعلی دانشکده علوم زمین دانشگاه شهید چمران) ، روانشاد استاد سردار شهابی(استاد  سابق علوم قرآنی دانشگاه شهید چمران اهواز) ، دکتر غلامرضا کریمی نیا (استاد علوم قرآنی دانشگاه شهید چمران  اهواز) ، استاد حسن آبشیرینی (استاد فوق تخصص گوش ، حلق و بینی در دانشگاه پزشکی جندی شاپور اهواز) ،  استاد دکتر بهمن سلیمانی (استاد علوم زمین در دانشگاه شهید چمران اهواز) ،  دکتر اسدالله آبشیرینی (استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران  اهواز) و بسیاری اساتید دانشور و فرزانه دیگر از استان بوشهر. 


دکتر غلامحسین خواجه


دکتر نصرالله کلانتری


دکتر بهمن سلیمانی

همچنین ، کیست که نداند لهجه شیرین آبادانی (که اتفاقا طی چندسال اخیر به لطف شخصیت تلویزیونی بسیار پرطرفدار "جناب خان " به معروفیت ملی رسیده است) ، در اصل لهجه ای است تا حدود هشتاد درصد بوشهری که با برخی لغات عربی و بختیاری و قنواتی خوزستان آمیخته شده است ! همچنین ، موسیقی بندری پرشتاب و سکرآور آبادانی که نوای نی هنبونه ،نی جفتی ، سنج و دمام آن هر بیننده و شنونده ای را به وجد می آورد چیزی نیست جز موسیقی اصیل و محلی منطقه بوشهر که بوشهری تبارهای آبادان و خرمشهر آن را بومی خوزستان نیز کرده اند؛ با خوانندگان بوشهری تباری مانند  روانشادان امیرگلنوازان ، محمودجهان ، ونیز  شهرام و ده ها تن دیگر.  وجود ده ها مسجد ، حسینیه ، و تکیه مربوط به بوشهری تبارهای خوزستان در شهرهای سرتاسر استان ما بیانگر حضور پایدار و اثرگذار رسم و رسوم و آیین های بوشهری در این دیار است . گسترش فراگیر سنت عزاداری "چلاب " یا "چلاب بوشهری " در خوزستان نیز سند زنده دیگری است از نفوذ فرهنگ عزاداری به سبک بوشهری ها در استان خوزستان . براستی ، مگر می توان خوزستانی بود و بعد از گذشت 50 سال از درگذشت روانشاد "بخشو"ی بوشهری، از نوای جانسوز وی در رثای امام حسین و یارانش در کربلا محزون نشد؟! صدای رسا و غمبار بخشوی بوشهری نیم قرن است که در ایام عزاداری محرم از هر کوی برزن در جای جای خوزستان  بلند می شود ، و دل ما خوزستانی ها را به دردی خود خواسته مبتلا می سازد. 


جنابخان همراه با صداپیشه‌اش محمد بحرانی


محمود جهان


امیر گلنوازان

و اما فوتبال ما خوزستانی ها. خوزستان را مهد فوتبال کشور می دانند، و تردیدی نیست که شکل گیری فوتبال خوزستان با حضور انگلیسی ها و آمریکایی های صنعت نفت عملی شده است . مراکز شکل گیری این ورزش نیز عمدتا دو شهر مسجدسلیمان و آبادان بوده اند، و بخصوص آبادان چهره های فوتبالی بسیاری چه در سطح استان و چه درسطح ایران (فوتبالیست و مربی) به جامعه فوتبال کشور تقدیم کرده است آما باید یادآورشد که اکثریت چهره های برتر و اسطوره ای فوتبال آبادان و خرمشهر ،بوشهری تبار بوده اند. از این فوتبالیست های پرآوازه خوزستانی بوشهری الاصل می توان از افراد زیر نام برد: برادران غلامحسین و پرویز مظلومی (هردو بازیکنان پرسابقه تیم ملی و هر دو مربی تیم استقلال تهران) ، منوچهر سالیا (بازیکن نام آشنای دهه های سی و چهل ،و مربی  تیم های جم و صنعت نفت آبادان )،  علی فیروزی (بازیکن جم و صنعت نفت و مربی تیم های مختلف خوزستانی ) علی پورآفریقا، حسین بهاریان، احمد رزمی، برادران پوریوسف ، کاظم ،حسین و غلام پاکدل (از پیشکسوتان استانی اهل اندیمشک). البته ،این فهرست  عمدتا محدود به آبادانی های بوشهری تبار فوتبال خوزستان است ولی نباید فراموش کرد در صد سال گذشته صدها خوزستانی بوشهری تبار در ورزش های گوناگون خوزستان برای استان ما افتخارآفرینی کرده اند. شاید یک نمونه جدید حضور خاندان های بوشهری در آبادان ، مرتضی سام بوشهری است که اکنون ریاست هیات بسکتبال آبادان را بر عهده دارد. 


علی فیروزی


منوچهر سالیا

یک نمونه روشن دیگر از حضور خوشنامان بوشهری در خوزستان ، مرحوم حجت الاسلام غلامحسین جمی (امام جمعه پیشین آبادان ) بودند که هم در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی یار و یاور مبارزان بودند ، و هم در تمام دوران سال های دفاع مقدس هیچ گاه حاضر به ترک خاک مقدس آبادان نشد و همواره دوشادوش رزمندگان ایستاد و از هویت ایرانی آبادان و خرمشهر دفاع نمود . حجت الاسلام جمی در صداقت ،پاکدامنی ، ساده زیستی  و مردم داری خود نمونه ای مثال زدنی از روحانیون غیرقدرت طلب کشور محسوب می شدند که کشور ما به وجود روحانیون آزاده ای چون وی سخت نیازمند است. تردیدی نیست که بخشی از سجایای اخلاقی کریمه این شخصیت دوست داشتنی آبادانی در خاستگاه اجدادی وی یعنی استان بوشهر شکل گرفته بوده است . 


روانشاد حجت الاسلام غلامحسین جمی

و آن گاه که مرزهای خوزستان ما و کشور ما در واپسین روز شهریور 1359 مورد تجاوز نیروهای صدامی قرارگرفت و همه ایرانیان از اقوام گوناگون سلاح برگرفته و به دفاع از مرز و بوم خود پرداختند ، در این میان جوانان بوشهری تبار خرمشهر و آبادان نیز نشان دادند که در دفاع از خاک وطن میراث دار نیاکانشان در بوشهر،دشتستان ، تنگستان و دشتی هستند. این جوانان برومند با خون خود سند جاودانه وفاداری به ارزش های انسانی- اسلامی وطن پرستی را امضا کردند. بعدها نیز با گسترش دامنه جنگ صدها پیر وجوان از اهالی استان بوشهر با پشت سرگذاشتن چند صدکیلومتر در قالب تیپ 17 علی بن ابی طالب(بعدها،لشگر 17 علی بن ابی طالب) راهی خوزستان ما شدند و با جانفشانی های بی دریغ خود به ما خوزستانی ها در دفع شر صدام و صدامیان یاری رساندند ، و در این رویداد ملی صدها شهید،جانباز، و اسیر تقدیم نمودند. یاد این بوشهری ها و بوشهری تباران خوزستان جاودان. 

این همه از بوشهر و بوشهری های افتخارآفرین خوزستان گفتیم و نوشتیم ، حال امیدوارم با توجه به حضور صدها خوزستانی در جای جای استان بوشهر و بویژه در سال های اخیر در صنایع نفت و گاز عسلویه،جم ،کنگان ،جزیره خارک و منطقه امام حسن ، عزیزان بوشهری نیز فرزندان خوزستانی خود و خانواده های گرامی آنان را از لطف و محبت بی پایان خود دریغ نفرمایند. 

و درپایان نیز یادآور می‌شود که مرحوم معین التجار بوشهری (که در تاریخ معاصر با نام محمد دهدشتی نیز شناخته می‌شود) بنیانگذار نخستین دو کارخانه بزرگ بخش خصوصی در خوزستان و در حوزه شهر اهواز به نام‌های کارخانه ریسندگی (در خیابان امام خمینی شمالی اهواز، نبش یوسفی که امروزه تخریب شده و به عنوان میراث فرهنگی شناخته می‌شود) و همچنین کارخانه نخ‌ریسی (در منطقه کوت عبدالله اهواز که این کارخانه نیز اخیرا تخریب ولی جزو میراث فرهنگی استان خوزستان مورد توجه نهادهای ذیربط است).


کارخانه ریسندگی در منطقه کوت عبدالله اهواز


کارخانه نخ‌ ریسی در خیابان امام خمینی (ره) شمالی اهواز، نبش یوسفی
 

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: